حساسیت عددی!

درخواست حذف این مطلب

میخواستم یک پست انتقادی بنویسم، حوصله ندارم! باشه ایشالا! یه خاطره ای از ترم یک یادم افتاد، جالبه، ترجیح میدم اون رو براتون تعریف کنم!

ترم یک کارشناسی، ما یک درسی داشتیم با نامِ اگر اشتباه نکنم "مبانی جامعه شناسی" که توسط نصرالله عسگری تدریس میشد! این بزرگوار تحصیل کرده سوربُن بود و خیلی خیلی مقید بر متدهای علمی...

همین عسگری بود که یکی از بزرگترین چَک های علمی رو توی صورت من زد. سر یکی از کلاسها یادمه یکی از بچه ها در مورد همراه داشتن چاقو توسط دانش آموزان دبیرستانی شهر قزوین از عبارت "نود درصدشون چاقو همراه دارن" استفاده کرد. این رو که گفت عسگری منفجر شد! عسگری واقعاً منفجر میشد. رنگش از سفید گچی به سرخ اناری تغییر میکرد، صداش بالا میرفت و کلاس میلرزید! غُرّید که "تو بر چه اساسی میگی نود درصد؟ چه تحقیقی کردی؟ چه مدلی تحقیق کردی؟ نمونه آماری داری؟ چند نفر؟ چه جوری نمونه به دست آوردی؟ چرا روی هوا حرف میزنی؟ مگه اینجا توی تا یه؟ مگه اینجا فلان جاست؟ اینجا کلاس ه! اینجا آکادمیه! عدد که استفاده میکنی باید ثابتش کنی! باید مدرک داشته باشی برای حرفت. اونجا که هر ی هرچیزی دلش میخواد میگه پارکه! دانشجو باید مستدل حرف بزنه"... خلاصه یه پنج دقیقه ای این رفیقِ ما رو شست و گذاشت کنار.

ترم یک بود، اگر دقیق بخوام بگم، نوزده سال و شش-هفت ماه بیشتر نداشتم. کلمه به کلمه این خطابه ی کوبنده در تفکر من حک شد! دچار یک جور حساسیت عددی شدم! کم ش یادم نمیاد از همون تاریخ در بحثی عددی استفاده کرده باشم که نتونم ازش دفاع کنم. اگر نظر شخصی ای داشتم از "به نظر من" استفاده و یا برای بیان اندازه ها به عبارتهای کیفی مثل "اکثر-اغلب-معمولا-اقل و امثالهم" بسنده .

یه آدم با روحیه محقق، هرگز از عددی استفاده نمیکنه که نتونه اثباتش کنه!

پ.ن 1: وقتی سرچ متوجه شدم ایشون پارسال به رحمت خدا رفتن! خدا بیامرزه رو!

پ.ن 2: جای این حساسیت عددی توی جامعه علمی، ، اقتصادی و اجتماعی ما خیلی خیلی خالیه!

پ.ن 3: یه پست خوب در مورد برنامه من و شما