روی بمب اتم بنویسیم با تشکر از پیمان منع گسترش سلاحهای اتمی!

درخواست حذف این مطلب

1- دیروز صبح من صاحب یک هدفون میلیونی شدم که توسط یکی از هوادارن من که مقیم اکراین هستن!!! برام ارسال شد! بسیار بسیار خوشحالم!

2- دیروز با حورا رضایی، رعنا، خورشید، سید طه، امید ظریفی، پریسا، زهرایی که خواست وبلاگش فاش نشود!! و زهرا یگانه رفتیم سینما و مغزهای کوچک زنگ زده رو دیدیم! خوبی بود، خیلی خوب؟ نه! در واقع اینجوری بود برای من که نصف اولش بسیار عالی و نصف دومش به شدت بد ساخته شده بود! خوش گذشت!

3- بله! فقط اونهایی که دعوت در جریان بودن، از این به بعد دورهمی ها رو عمومی نمیگیرم! تعدادی رو دعوت میکنم، و با اونها میریم دورهمی! مسئولیت ناراحتی هر ی که دعوت نشده هم با منه!

4- بعد از هم حرفهای خوبی زدیم با هم، چه اون مدتی که جلوی سینمای نشسته بودیم و چه وقتی که با تعدادی از بچه ها پیاده تا متروی فردوسی راه رفتیم و حرف زدیم... در مرحله اول که کنار سینما نشسته بودیم، زهرا یگانه هفتصد هشتصد تا سمبوسه آورد خوردیم، خودش درست کرده بود! خیلی خوشمزه بود!

5- اولین حرفمون در مورد صحبت خارق العاده جناب تاجزاده بود که فرمودن روی موشکها بنویسیم نه به جنگ، نه به تروریسم! به خدا!!! بعد ما بررسی کردیم دیدیم جواب میده واقعاً! مثلا فکر کنید ما با اسراییل وارد جنگ شدیم بعد یه سری موشک دقیق نقطه زن میزنیم وسط نیروهای رژیم غاصب صهیونیستی، جلوشون میخوره زمین و از توش برف شادی، کاغذ زنگی، فشفشه و آتیش بازی میریزه بیرون!!! بعدش خبر میاد که تمام نیروهای دشمن کشته شدن! دلیل؟ همه از خنده شدن!!! بله! بدون ریختن خون از دماغ حتی یک نفر ما یک رو با مِتُد تاجزاده نابود میکنیم!!! اینجا برای یه دختر دست فروش که اسمش ماهگُل و کلاس پنجم بود، بلیت سینما یدیم و فرستادیمش ببینه! کاتیوشا که دوست داشت ببینه خیلی دیر بود، گفت شعله ور! هرچی گفتم نرو، خوب نیست قبول نکرد، همون رو براش یدیم!

6- بعدش کمی با سید طه در مورد پایان نامه اش و تفاوتهای روش شناسی علوم تجربی و علوم انسانی و عیب های مبحث "علوم انسانیِ ی" حرف زدیم، سید میگفت برخی از ین انقل در حال است اج مبحث " یِ ی" از آیات و روایات هستن!!! هرچی من و سید همدیگه رو فیس نگاه میکردیم جواب نمیداد!

7- و بعد جالبترین حرف شب رو زدیم، نمیدونم چی شد که رسیدیم به سیاحت غرب. کمی ازش حرف زدیم، مثلاً من گفتم اولش رو خیلی دوست دارم و کوبنده ترین شروع داستانیه که تا به حال خوندم "و من مردم. پس دیدم که ایستاده ام و بیماری بدنی که داشتم رفع شده است". سید طه از شکل نوشته شدن این کتاب گفت. و من بعد چیزی گفتم که هرچقدر با سید بهش فکر کردیم بیشتر به عمقش پی بردیم. گفتم، یهو و بی هوا، گفتم اینکه سیاحت غرب رو در تاریخ ادبیات منثور ایران بررسی نمیکنن ظلم بزرگیه، کتاب یکی از اولین رمانهای مدرن ایرانی بوده و علاوه بر این داستان خیلی خیلی خوب و پرکششی هم داره و من احساس میکنم تاثیر مهمی که این کتاب در تاریخ ادبیات معاصر ایران گذاشته غیر قابل انکاره. هر ی غیر از یک این رو نوشته بود قطعاً تا الان هزاران مقاله در موردش نوشته بودن! و بعد کمی با امید و سید در این مورد حرف زدیم!

8- و البته، بین مورد 5 و 6 حورا بهم یه کتاب هدیه داد، قبل از مورد 5 هم پریسا بهم پاستیل داد!

9- مدیونید فکر کنید در دریافت هدفون، کتاب و پاستیل من کوچکترین دخ ی !!! اصلاً!!! ابداً!!! تکذیب میکنم!!! خودشون از صفر تا صد ماجرا رو بدون کوچکترین اطلاعی از جانب من جلو بردن!!! :|

10- جای همه اونهایی که دعوت شدن و نتونستن بیان خالی!